ماجراهای ریگو و رزا
موش و گربه در بسیاری از آثار هنری و ادبی از دمدستیترین گزینهها برای ساختن دوگانهی ظالم و مظلوم هستند. دوگانهای که نمونه های موفقی دارند و از نظر فیزیکی هم تناسب دارند. با اینکه گربه بزرگتر و پرزورتر است، اما تفاوتشان آن قدر نیست که در یک قاب تصویری نگنجند؛ اما ماجرای ریگو و رزا فرق دارد. وقتی یکی تمام قد در قاب پیدا باشد، آن یکی پیدایش نخواهد شد. ماجراهای ریگو و رزا داستان یک موش و یک پلنگ است، داستان موشی که از ترس حیوانات دیگر به پلنگ پناه میبرد و این شروع مجموعهی هشتاد و دو داستان به هم پیوسته است که با تصویرهایی همراه میشوند. داستانهایی که پرسشهایی را دربارهی موضوعهای مختلف مطرح میکنند. موضوعاتی که ممکن است در زندگی روزمره ذهن مخاطب را درگیر خود کند. مثل دوستی، هدیه دادن، سفر و… از دل همین پرسشهای ساده کتابی متفاوت بیرون میآید. کتاب از همان شروع تفاوت خود را با کتاب های دیگر نشان میدهد. پلنگ هم دلش میخواهد از موش پناهنده سوال کند و هم او را بخورد، اما اول کدام کار را باید انجام بدهد؟ خوردن یا پرسیدن؟ اگر اول موش را بخورد، بعدا نمیتواند از او چیزی بپرسد، اما اگر اول بپرسد، بعدا میتواند او را بخورد. بنابراین تصمیم میگیرد که اول بپرسد و بعد او را بخورد و این آغاز ماجراهای کتاب است، ماجراهایی که تجربهای نو در داستانهای فکری برای کودکان است. در میان کتابه
