جشن تابستانی لاک‌پشت پرنده...
آزادی بیان و حیوان‌آزاری...
03000737563
آموزش شیرین...
65322
ترانه‌های خیال‌انگیز...
چالش کتاب‌خوانی لاک‌پشت پرنده...
دورهمی بچّه‌ها با لیلی گلستان...
بازار عروسک در تسخیر فروزن و مینیون‌ها...
87643
سفر خوشی را برای برگه‌ی هلو آرزو می‌کنیم!...
87532
مه‌جبین؛ دوست عروسکی...
غذا خوردن کودکان - ۱
اتاق...

یک قدم زودتر اقدام کنیم...

کمپین‌های پیشگیری از سرطان پستان مؤسسه خیریه بهنام دهش‌پور در سال ۱۳۹۵ آغاز شد. این اقدام در راستای فعالیت‌های مؤسسه در جهت اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی عمومی شهروندان و برای سومین …

جشن تابستانی لاک‌پشت پرنده...

هفدهمین جشن فصلی لاک‌پشت پرنده با معرفی بهترین کتاب‌های کودک و نوجوان که در بهار ۹۴ منتشر شده‌اند، برگزار می‌شود. در این جشن، نویسنده‌ها و مترجم‌های کتاب‌های برگزیده حضور دارند …

آزادی بیان و حیوان‌آزاری...

از کتاب کودکی اسم برد و گفت: چه وضعیه؟ چرا کسی جلو اینها را نمی‌گیرد؟ حالا تو کتاب چه اتفاقی افتاده بود؟ شخصیت اصلی داستانی که دختربچه‌ای بود، خیال بافته …

داستان‌بازی با مانیا...

مانیا، به عنوان مجموعه کتاب‌‌های تعاملی موبایلی، ابتدا در نمایشگاه کتاب سال ۹۲ رونمایی شد، حالا و پس از دو سال، نسخه‌ی اندروید و آی او اس این کتاب‌ها نیز …

داستان‌های قدیمی در محیطی جدید...

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به تازگی مجموعه‎ای از کتاب‌های الکترونیک را برای گروه‌های سنی ب و ج به بازار عرضه کرده است که می‌توانند در کنار سایر ابزارهای …

سفر خوشی را برای برگه‌ی هلو آر...

سفرها دو نوعند: یا برای شادی و تفریح و گذراندن تعطیلات در محیطی آشنا برنامه‌ریزی می‌شوند و یا حضور در مراسمی غم‌انگیز و به جبر روزگار و پراسترس. در مورد …

مه‌جبین؛ دوست عروسکی...

از بازار روس‌ها توی مشهد خریدمش. عروسکم را می‌گویم. یک میمون کوچولو که توی قنداق فرنگی بود. یک‌جور عروسک دست‌کشی نمایش که از پشت قنداق فرنگی‌اش، دست وارد بدنش می‌شد …

وقتی تب داری بیش‌تر دوستت دارم...

هیچ‌چیز قشنگ‌تر از لبخند رضایت‌بخش پزشک متخصص کودکان نیست وقتی برگه‌ی هلویتان را ویزیت می‌کند و به شما می‌گوید که جای هیچ نگرانی نیست، آفرین به شما که این‌قدر به …

بفرمایید چنجه سرد، نوش جان!...

نوزده ماهی می‌شود که به انضمام نه ماه قبل‌ترش، دقیقه به دقیقه احوالات زندگی روزمره دستخوش تغییر شده. انگار که اصلاً یک آدم دیگر و یک زندگی دیگر از راه …

اتاق...

هجده ماهش بود و بعد از یک هفته مریضیِ سخت، بدجوری به شیر خوردن عادت کرده بود. چیزی جز شیر مادر (به قول خودش «به‌به») نمی‌خورد و چون کفافش را …