10 jury memberships · 0 book contributions
شادی خوشکار، متولد ۱۳۶۷، دانشآموخته رشتهی علوم ارتباطات اجتماعی. روزنامهنگار بوده و هست و در بخش روابط عمومی نشریههای مختلفی کار کرده و دلمشغولی این روزهایش نوشتن است. او یکی از داوران گروه کتاب در لاکپشت پرنده است، چون ادبیات کودکان همیشه یکی از دغدغههایش بوده و بهنظرش داوری فرصتی بود تا کتابهای این حوزه را بخواند و در کنار آدمهای باتجربه حضور داشته باشد و یاد بگیرد.
شادی نویسنده و مترجم و در شورای کتاب کودک هم عضو است. او برای نوجوانان مینویسد ولی خیلی دوست داشت بهجای استیو تولز رمان جزء از کل را بنویسد. ریموند کارور را تحسین میکند و کتابهای نوجوان محبوبش کلاس پرنده از اریش کستنر و ماه بر فراز مانیفست است. او خودش را تودار و درونگرا میداند و در جواب این سؤال که شبیه چه شخصیتی در ادبیات و سینما هستی، جواب میدهد آملی پولن!
9 jury memberships · 1 book contributions
شیوا حریری، متولد ۱۳۵۰، در رشتهی زبان و ادبیات فارسی درس خوانده است و از سال ۸۰ تا حالا در هفتهنامهی دوچرخه دبیر بخش نوجوان بوده. سابقهی کار در نشریههای دیگر را هم دارد و البته، ویراستار کتابهای کودک و نوجوان هم هست. ولی خب اگر از او بپرسند چه کارهای؟ میگوید: روزنامهنگار. روزنامهنگاری که مهمترین ویژگیاش نگرانی است و دلش میخواهد بهجای نویسندهی همهی کتابهای خوبی باشد که خوانده است؛ از نجف دریابندری تا احمد شاملو و بهرام بیضایی و با خودش فکر میکند چهطور میشود اینطوری نوشت! او میگوید: «وقتی بچه بودم فکر میکردم چهقدر شبیه میگل هستم، شخصیت تازهنوجوان از کتابی به همین نام که کانون منتشر کرده بود و تلاش میکرد به بزرگترها بفهماند بزرگ شده است. بعدتر، در نوجوانی دلم میخواست کوزیمو شخصیت اصلی رمان بارون درختنشین باشم که زندگی اجتماعی را رها کرده بود و بالای درخت زندگی میکرد. در جوانی میخواستم ژاک باشم در خانوادهی تیبو و با همهچیز بجنگم. این سالهای اخیر، وقتی داستان هستی از فرهاد حسنزاده را میخواندم، فکر میکردم چهقدر شبیه نوجوانی من است؛ دختری که نمیخواهد مثل بقیهی نوجوانها باشد، میخواهد خودش باشد. آدمهای دیگری هم بودهاند، اما حالا، این روزها بیش از همه، آرزو میکنم کاش تیستوی سبزانگشتی بودم، بودیم. اینهمه جنگ و تلخی و سیاهی دستهای سبز او را میخواهد!» برای همین، مهمترین دغدغهی این روزهای حریری این است که بچهها خوشحال باشند. او دوست دارد وقتی بچهای دورهی نوجوانی را پشتسر میگذارد و به گذشته فکر میکند، حس خوبی دربارهی خودش و روزهایی که گذرانده است، داشته باشد و فکر کند چه خوش گذشت.
شیوا حریری داوری در گروه کتاب را پذیرفته است، چون فهرست لاکپشت پرنده میخواهد کتابهای خوب و مناسب خواندن را به بچهها، خانوادهها و… معرفی کند. و بهنظر او هیجانانگیز است وقتی به بچهها میگوییم: من این را خواندهام، خیلی خوب است. تو هم بخوان!
5 jury memberships · 0 book contributions
همیشه جایزه برایش خیلی مهم و جالب بوده و میخواسته بداند چرا جایزه؟ تأثیر جایزه چیست؟ و تاریخچهاش و…. حتی دو مقاله هم دربارهی جایزههای ادبی در کشورهای درحال توسعه و جایزههای ملی و بینالمللی ادبی و تصویرگری و… در کشورهای دیگر نوشته است. برای همین وقتی برای داوری به گروه لاکپشت پرنده دعوت شد، اول همهچیز برایش تازگی داشت، ولی بعد کمی سخت شد و حالا… خودش باقطعیت میگوید که در این مدت خیلی چیزها یاد گرفته است. دارم دربارهی کی حرف میزنیم؟ فاطمه زمانی. کارشناسمسئول تحقیقات و توسعهی کتابخانهی مرجع کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. او به فیلمها و کتابهای علمی خیلیخیلی علاقه دارد و تعریف میکند که کتابهای گربهسانان و سگسانان را باعلاقه خریده و خوانده و از ته دل آرزو کرده است ایکاش من هم میتوانستم همچین کتابی داشته باشم. نظم از مهمترین ویژگیهای اخلاقیِ زمانی است و میگوید که خیلی دوست دارم هر کاری از دستم برمیآید برای دیگران انجام بدهم و بتوانم کسی را خوشحال کنم و امّا برای خودش… او دوست دارد یک کتاب خیلیخیلی عالی که با روحیات خودش سازگار است، پیدا و ترجمه کند تا اینطوری کمی از شکافها یا خلاهایی که در حوزهی ادبیات کودک و نوجوان وجود دارد، پُر کند.
10 jury memberships · 0 book contributions
محمود برآبادی، متولد ۱۳۳۱، دانشآموختهی مقطع کارشناسی ارشد در رشتهی برنامهریزی شهری است. با اینکه او در ۲۶ سال گذشته کارمند سازمان ترافیک تهران بوده، ولی بیشتر از هر چیزی یک نویسنده بوده است؛ دو سه رمان و داستان بلند و کتابهایی دربارهی آموزش مهارتهای زندگی، بهویژهی با موضوع ترافیک، برای کودکان و نوجوانان نوشته و چهار دوره عضو هیئت مدیرهی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان بوده و حالا، نایب رییس این انجمن و سردبیر مجلهی تازههای ترافیک است. برآبادی از دوران کودکی به کتاب خواندن علاقهمند بود و خودش میگوید: «پدرم از معدود آدمهای کتابخوان روستا بود. از همان دوران بود که شروع به خواندن شاهنامه، خمسه و جوامعالحکایات کردم. کتابهایی هم که برادر بزرگترم کرایه میکرد و به خانه میآورد، میخواندم. در مدرسه هم معلمی داشتیم که انجمن ادبی راه انداخته بود و در مدرسه روزنامهدیواری درست میکردیم. اینطوری بود که به نوشتن علاقهمند شدم.» صبر و پُرحوصلگی از مهمترین ویژگیهای اخلاقی محمود برآبادی است. او زود قضاوت نمیکند و منظم است و داوری در گروه کتاب لاکپشت پرنده پذیرفته است برای اینکه ایدههای نو نسل جوان را بشنود و بهروز باشد و کتابهای جدید را بخواند. با اینهمه، او معتقد است لاکپشت پرنده هنوز امکانات کافی برای بررسی همهجانبهی کتابهای تخصصی ندارد.
10 jury memberships · 0 book contributions
مریم محمدخانی جلوی شغلش در فرمها چی مینویسد؟ «توی انشاهای دوران مدرسه مینوشتم میخواهم در آینده نویسنده شوم! تا سه سال پیش در فرمها با خیال راحت مینوشتم دانشجو. دانشجو بودن دلپذیرترین شغل دنیا بود. الان چون سخت است توضیح بدهم دبیر تحریریه پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان و لاکپشت پرنده دقیقا چی کار میکند، مینویسم معلم و خلاص!»
او متولد ۱۳۶۶ است، در دانشگاه تهران تا مقطع کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی خوانده، مدال طلای المپیاد ادبی دارد و از سال اول دانشگاه درگیر ادبیات کودک شده: «سال ۸۵ رفتم عضو شورای کتاب کودک شدم و آنجا دوره گذراندم. از همان زمان هم پراکنده کار ادبیات کودک را شروع کردم، با نشریات مختلف در زمینهی نقد و معرفی کتاب همکاری میکردم و به پژوهش در این زمینه هم علاقه مند بودم. از سال ۹۰ هم که یک لاکپشتی چند آتشه شدم و تا همین الان دارم لاکپشتها را پرواز میدهم!»
مریم محمدخانی در نوجوانی عاشق آن شرلی بوده و در جوانی عاشق هولدن، قهرمان ناتور دشت. اما نمیداند شبیه کیست. اگر قرار باشد یک نویسنده را انتخاب کند که جای او باشد بین نویسندهی هریپاتر، جی.کی.رولینگ و رولد دال یکی را انتخاب میکند! او به لاکپشت پرنده ایمان دارد و فکر میکند معرفی کتابهای خوب و ترویج کتابخوانی یکی از مهمترین کارهای دنیاست. مریم محمدخانی کتاب خواندن، فیلم دیدن و بستنی شکلاتی خوردن را دوست دارد، زیاد به آینده فکر میکند، ادبیات کودک مهمترین اتفاق زندگیاش است و پرحرف است و خیالپرداز!
6 jury memberships · 0 book contributions
مینا حدادیان میگوید: «شاید خیلی لوس باشد، ولی کتاب خواندن و پختنِ غذاهای جدید مهمترین دلمشغولیام است.» او متولد بیست شهریور ۱۳۵۳ است و به قول خودش نمرهاش در عشق به کتاب هم مثل روز تولدش بیست! مینا در مکانی و زمانی به دنیا آمد و رشد کرد که نه کتاب زیاد بود و نه امکانات، ولی اقبال بلندی داشت. چون خیلی کتاب پیدا میکرد. حتی کتابهایی که بقیه فکر میکردند مناسب سنِ بچگیهایش نبود. از همان بچگی شعر میگفت و مقیمِ کتابخانهی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و آنقدر دلبسته که بعدها هم بخواهد در کتابخانهی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استخدام و همانجا ماندگار شود. او سابقهی نوشتن نقد فیلم و کتاب در نشریههای کتاب ماه کودک و نوجوان، خط خطی و پیلبان هم دارد و تجربههایی در زمینهی فیلمنامهنویسی و ساخت فیلم کوتاه برای کودکان. بااینحال، ازنظر شغلی خودش را فقط و فقط کتابدار میداند و ازنظر شخصیتی کمی تا قسمتی شبیه پولینا است؛ دختری که چشم و چراغ کوهپایه بود. به امیرو که دوست داشت سازدهنی بزند، هم شباهتهایی دارد و با اینکه از ظاهرِ صبور و لحنِ مهربانِ مینا بعید است، ولی خودش میگوید: «حتی مطمئنم راسکولنیکف، آن جنایتکار محبوبِ رُمان جنایت و مکافات، در درون من جاخوش کرده!» مهمترین ویژگی او شادی و سرخوشی است و با اینکه سیاهیها و تاریکیها را میبیند، ولی به نقطههای امید دلخوش است و شاید برای همین است که داوری در گروه کتاب لاک پشت پرنده را پذیرفته. خودش میگوید: «لاکپشت پرنده فضایی سالم است که در آن ملاحظهای جز کودک و نوجوان نیست. مجلهای مستقل با داورانی که در حوزههای مختلف ادبیات کودک و نوجوان متخصصاند. استقلال و عدموابستگی موجب تشویق ادبیات مستقل میشود.»
یادتان باشد هیچوقت از یک کتابدارِ خورهی کتاب نپرسید هیچ کتابی بوده که بعد از خواندنش بگویی چرا خودت آن را ننوشتهای؟! مینا یک فهرست بلندبالا از کتابهایی دارد که با خودش میگوید ای کاش من نوشته بودم.
8 jury memberships · 0 book contributions
نلی محجوب، متولد ۱۳۵۰، جلو عبارت شغل در فرم های اداری مینویسد روزنامهنگار و داور لاکپشت پرنده. با اینکه در رشتهی شیمی کاربردی فارغالتحصیل شده، ولی بعدها دورههای روزنامهنگاری و داستاننویسی را گذرانده و از سال ۷۶ به روزنامهنگاری، ترجمه و داستاننویسی مشغول است. و اینکه چرا داوری در گروه کتاب لاکپشت پرنده را قبول کرده است، چون فکر میکند لاکپشت پرنده فرصتی برای کنار هم بودن است تا با بقیهی داوران با این امید کار کنند که بهترینها را به مخاطب معرفی خواهند کرد. مخاطبی که حقش بهترینها است. دلمشغولی نلی محجوب یاد گرفتن است و خواندن و شنیدن و دیدن. او دوست دارد جای پیپی جوراب بلند باشد، آزاد و بیدغدغه و جسور. اما حالا که نیست، دوست دارد بپرد توی یک دنیای فانتزی، فانتزی آرام، پر از رنگ و شادی.
او نمیتواند یک کتاب خاص از بین اینهمه کتاب خوبی که خوانده است، پیدا کند که بخواهد نوشته باشد، برای همین دلش میخواهد خالق کتابی باشد که بچهها دوستش دارند. هر کتابی که در آن از ترس، دلهره، تنهایی و فقر خبری نباشد و بچه ها از آن لذت ببرند، یک لذت ناب. و وقتی کتاب را میخوانند لبخند بزنند و با تمام شدنش چشمهایشان را ببندند و یک نفسِ عمیق بکشند.
10 jury memberships · 0 book contributions
گیسو فغفوری به قول خودش هزار سال است که روزنامهنگاری کرده و در یکی از روزهایی شبیه این روزهای پر از نگرانی، که البته کمی امیدوارتر از الان بود، قرار شد داور لاکپشت پرنده باشد. از همان سال اولی که فهرست لاکپشت پرنده منتشر شد، او بود تا کمک کند بهترینها را برای بچهها انتخاب کنیم. داوری لاکپشت پرنده و حضور در جلسههای از لحظههای خوش زندگی ۴۶ سالهاش بوده است، هرچند دوست داشته مثل فلیکس به سراسر دنیا سفر کند یا مثل پیپی جوراب بلند هرکاری دلش می خواهد بکند. از ته دل دوست داشت میتوانست مثل شل سیلور استاین ساده بنویسد یا مثل اریش کستنر بچههای نوجوان را بشناسد یا مثل هانس کریستین اندرسن همهی افسانهها را دورهم جمع کند. اگر کرونا نبود و این همه اسیر خانه و قرنطینه نبود، دیدن فیلمهای کارآگاهی و سیاسی در تنهایی برایش بهترین سرگرمی بود. اما حالا آرزوی رفتن به سینما و دیدن هر فیلمی را دارد. حالا که سنش بالاتر رفته است، خاطرههای بد را بیشتر و بیشتر فراموش کرده و مدام یاد تئاترهایی میافتد که در کودکی رفته و کتابهایی که در آن زمان خوانده؛ از ماهی سیاه کوچولو گرفته تا کفشهایی برای زهره. برای همین، مدام دنبال خاطرهسازی برای کودکان امروز است. دنبال اینکه بهترین را برای آنها پیدا و معرفی کند و کاش موفق شود!