من پنیرم
این کتاب داستان یک سفر تمامنشدنی است و داستان قدرتی که پایانی برای آن نیست. قدرت در همه جا نفوذ میکند و حتی از زندگی بچهها هم نمیگذرد. آدام قرار است بستهای را به پدرش برساند. در مسیری طولانی که مجبور است جایی را هم برای اقامت شب در نظر بگیرد. سفر او هر چه پیش میرود بیشتر شبیه فرار به نظر میرسد. آدام یک نوجوان است و اسم واقعیاش آدام نیست. من پنیرم رمانی است که با کلیشههای معمول رمانهای نوجوان در سالهای اخیر فاصله دارد و البته نزدیک به ۵۰ سال قبل نوشته و منتشر شده است. داستان به دو شکل روایت میشود. یک فصل از زبان شخصیت اصلی یعنی آدام فارمر و یک فصل در گفتوگوی او با فردی میگذرد که به نظر میرسد روانپزشک است. سوال و جوابهای این دو در عین اینکه میخواهند هویت و گذشتهی آدام را روشن کنند مدام گرههای جدید ایجاد میکنند. خواننده هر بار که فکر میکند راز این شخصیت را حدس زده با برگ جدیدی روبرو میشود که قصه را تغییر میدهد. در نهایت رمان در همان نقطهای که شروع شده به پایان میرسد انگار که این قصهای هر روزه از زندگی همهی ماست. آدام فارمر زمانی با نام پاول دلمونت همراه پدر و مادرش در نیویورک زندگی میکرد. پدر او دیوید روزنامهنگاری بود که توانست یک فساد مهم را در لایههای بالای قدرت کشف کند و همین ماجرا آنها را مجبور کرد با نام و هویت جدیدی در شهر دیگری به طور پنهانی ز
