این کتاب را ممنوع کنید
ایمیآن بیش از هر چیز در دنیا کتاب خواندن را دوست دارد. کتابها او را از زندگی روزمره جدا میکنند و به دنیای دیگری میبرند، کتابها به او جرأت میدهند و میگذارند تجربههای متفاتی را با خواندن از سر بگذراند. در خانهی شلوغی که ایمیآن در آن زندگی میکند، و در محاصرهی دو خواهر کوچک شیطان که یک لحظه او را راحت نمیگذارند، چه پناهی بهتر از کتابخانهی مدرسه؟ و همین پناه است که ایمیآن را به مرور از دختری خجالتی که هیچوقت حرفهایش را به زبان نمیآورد، تبدیل میکند به دختری که برای گرفتن حقش میجنگد؛ وقتی انجمن مدرسه کتابهای محبوب ایمیآن را از قفسههای کتابخانه بیرون میآورد و وجود آنها را در کتابخانهی مدرسه ممنوع میکند، همه چیز تغییر میکند. مدرسهای را تصور کنید که کتابهایی که بزرگترها فکر میکنند برای بچهها نامناسب است دست به دست میچرخد! ایمیآن به مدرسه چنین شکلی میدهد و حالا وقت آن است که کتابها به قفسهها برگردند. ایمیآن است که با دوستانی مثل ربکا که عاشق وکالت است، هنری پسر یکی از اعضای انجمن مدرسه و … میتواند ورق را برگرداند. اوست که کمدش را در مدرسه به کتابخانهی کتابهای ممنوع تبدیل میکند. اوست که راهی ابتکاری برای نشان دادن اشتباه اعضای انجمن مدرسه پیدا میکند. مهمترین اتفاقی که در این کتاب میافتد علاوه بر به تصویر کشیدن نوجوانانی کنشگر، فراهم کردن فضای
List appearances
No verified list appearance has been recorded for this book.
